Monday, December 22, 2008

پیش شرطهای کاردهی در تلویزیون طلوع
الف: داشتن لهجه ی فارسی ایرانی
ب: سابقه ی اقامت در ایران

کابورا پرودکشن و تلویزیون طلوع به افرادی که به لهجه ی فارسی ایرانی صحبت میکنند و یا سابقه ی اقامت در ایران داشته باشند، جهت دوبله ی برنامه های تلویزونی ضرورت دارد.

علایق و روابط بزرگترین بساط مطبوعاتی، اعلانات و انتشارات در کشور، که از پنجسال بدینسو سمارق وار توسعه یافته و عواید هنگفتی را به حسابات بانکی برادران محسنی (مالکین این بساط) سرازیر ساخته است، با ایران تنها در" لهجه ی فارسی ایرانی" خلاصه نمیگردد.

برادران محسنی که حامل تابعیت آسترالیا بوده و شاهرگ تجارتی شان در دوبی موقعیت دارد، با داشتن بیشتر از 11 کمپنی تبلیغاتی در کابل نه تنها نبظ سیاسی جامعه را با قویترین وسایل فشار کنترول میکنند بلکه خانواده ای کوچک رسانه ی کشور را هم در انحصار خود گرفته اند.

بیشتر آگاهان در کابل بدین باورند که هدف اساسی برادران محسنی اندختن ثروت است، چون آنها عملا در فعالیت های سیاسی سهم نمیگیرند. اما این باور ناقص و گمراه کننده است، چون اهداف دستگاه گسترده ی برادران محسنی فراتر از اندوختن پول میباشد.

موبی میدیا گروپ یا شبکهء تبلیغاتی برادران محسنی، با موفقیت توانسته است از ایجاد بحث و گفتگو در مطبوعات داخلی در مورد شرارتهای ایران در افغانستان جلوگیری نماید. بگونهء مثال، در هفته ی گذشته سرخط اخبار جهانی عدم حضور ایران در اجلاس همسایگان افغانستان در شهر پاریس بود، اما در اخبار ساعت شش طلوع گفته شد که ایران در اجلاس اشتراک ورزید. گرداننده گان طلوع میدانستند که پخش این خبر که ایران در نشست صلح افغانستان عمدا اشتراک نورزید، ذهنیت عامه را در مورد آنکشور مخدوش خواهد ساخت
.

در حالیکه گفته میشود در چند سال گذشته برادران محسنی کمک های مالی هنگفتی را از ایالات متحده امریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده اند، کمپنی های تبلیغاتی آنها بیشتر پیام های دولت جمهوری اسلامی ایران را به خورد افغانها داده است. افزایش حس بی اعتمادی مردم در مقابل دولت، ایجاد تنفر عامه در مقابل امریکا و اسرایل، دامن زدن به اختلافات لسانی و ایجاد بحران پوهنتون/دانشگاه، و بلاخره کتمان نمودن غلط کاری ها و مداخلات ایران در امور داخلی افغانستان برنامه ی ستراتیژیک موسسات تبلیغاتی برادران محسنی بوده است. این عملکرد واضحا با اصول مسلکی خبرنگاری (تناسب، موءثقیت، عدم وابسته گی، منصف بودن و غیر) در تناقض میباشد.

برادران محسنی با استفاده از تابیعت آسترالیایی، انگلیسی سلیس، چانه های تراشیده و نکتایی های شان و همچنان با جاه دادن سمبولیک دختران در برنامه ها و پخش آهنگ های مبتذل توانسته اند تا حدی امریکایی ها و سایر غربی ها را کاملا اغفال نمایند. سفارتخانه های غربی مقیم کابل و سازمانهای بین المللی بیشتر اوقات بنام دفاع از آزادی بیان و رسانه های آزاد موبی میدیا گروپ را مورد حمایت قرار میدهند؛ غافل از آنکه این شبکه بیشتر سیاسی و تبلیغاتی عمل مینماید تا رسانه ی و حرفوی.

برادران محسنی همچنان با زیرکی تمام هر حرکت خصمانه ی حکومت و سایر گروه ها را با سوء استفاده از مقوله های "آزادی بیان" و "دموکراسی" موءفقانه دفع نموده است.

گرداننده گان تلویزون طلوع وکلای شورای ملی و سایر اشخاص با نفوذ در جامعه را هم در بند شهرت کاذب نگهداشته است. برای شماری از وکلا، زورمندان و ثروتمندان یکی از راه های شخصیت سازی و جلب توجه ظاهر شدن در پردهء طلوع است که گفته میشود حتا در بدل اینکار به مجریان طلوع پول میپردازند. اینها هرگز نمیخواهند با برادران محسنی و یا تلویزون طلوع طرف شوند.

کمیسیون امور دینی و فرهنگی ولسی جرگه بریاست حاجی محمد محقق که بر سر جزءیترین مسایل – مثلا گفتن دانشگاه/پوهنتون – وزیر اطلاعات و فرهنگ را به استجواب میطلبد، هیچگاهی از گرداننده گان تلویزون طلوع نیپرسیده است که چرا زبان رسانه ها باید "ایرانیزه" گردد؟

برمیگردم به اصل بحث - "لهجه ی فارسی ایرانی" و کاریابی در کابورا پرودکشن و تلویزون طلوع: برای برادران محسنی به همان اندازه ی که اندوختن پول مهم است، "ایرانیزه کردن" زبان مطبوعاتی کشور و پخش تصور خوب ایران هم حایز اهمیت است. چنان بنظر میرسد که این برادران پرنفوذ و ثروتمند آزادی بیان و دموکراسی را به گروگان گرفته و زیر چتر مطبوعات آزاد یک شبکه ی بزرگ اطلاعاتی و سیاسی را در کابل بوجود آورده اند که بیشتر با تهران سازش دارد تا کابل.

حل معضل بوجود آمده از موبی میدیا گروپ، حداقل در وضعیت ناهنجار موجود، بعید بنظر میرسد.

از یکطرف دولت ظرفیت لازم جهت بوجود آوردن و تطبیق راهکارهای را ندارد که بتواند موبی میدیا گروپ را به حسابدهی، شفافیت، مسوولیت پذیری و تعهد به ارزشهای افغانی وادارد. از جانب دیگر، شماری هستند که در دام "پویایی زبان دری/فارسی" چنان گیر افتاده اند که سرسختانه تلاش میورزند با کمک موبی گروپ هویت نو لسانی یی را در لابلای واژه های صادراتی ایران بوجود بیاورند. این گروه کوچک که رهنورد زریاب و پرتو نادری از جمله سخنوران آن محسوب میگردد، به دو چیز باور ندارد: تهمل پذیری و ارزشهای افغانی.