الف: داشتن لهجه ی فارسی ایرانی
ب: سابقه ی اقامت در ایران
علایق و روابط بزرگترین بساط مطبوعاتی، اعلانات و انتشارات در کشور، که از پنجسال بدینسو سمارق وار توسعه یافته و عواید هنگفتی را به حسابات بانکی برادران محسنی (مالکین این بساط) سرازیر ساخته است، با ایران تنها در" لهجه ی فارسی ایرانی" خلاصه نمیگردد.
برادران محسنی که حامل تابعیت آسترالیا بوده و شاهرگ تجارتی شان در دوبی موقعیت دارد، با داشتن بیشتر از 11 کمپنی تبلیغاتی در کابل نه تنها نبظ سیاسی جامعه را با قویترین وسایل فشار کنترول میکنند بلکه خانواده ای کوچک رسانه ی کشور را هم در انحصار خود گرفته اند.
بیشتر آگاهان در کابل بدین باورند که هدف اساسی برادران محسنی اندختن ثروت است، چون آنها عملا در فعالیت های سیاسی سهم نمیگیرند. اما این باور ناقص و گمراه کننده است، چون اهداف دستگاه گسترده ی برادران محسنی فراتر از اندوختن پول میباشد.
موبی میدیا گروپ یا شبکهء تبلیغاتی برادران محسنی، با موفقیت توانسته است از ایجاد بحث و گفتگو در مطبوعات داخلی در مورد شرارتهای ایران در افغانستان جلوگیری نماید. بگونهء مثال، در هفته ی گذشته سرخط اخبار جهانی عدم حضور ایران در اجلاس همسایگان افغانستان در شهر پاریس بود، اما در اخبار ساعت شش طلوع گفته شد که ایران در اجلاس اشتراک ورزید. گرداننده گان طلوع میدانستند که پخش این خبر که ایران در نشست صلح افغانستان عمدا اشتراک نورزید، ذهنیت عامه را در مورد آنکشور مخدوش خواهد ساخت

در حالیکه گفته میشود در چند سال گذشته برادران محسنی کمک های مالی هنگفتی را از ایالات متحده امریکا و سایر کشورهای غربی دریافت نموده اند، کمپنی های تبلیغاتی آنها بیشتر پیام های دولت جمهوری اسلامی ایران را به خورد افغانها داده است. افزایش حس بی اعتمادی مردم در مقابل دولت، ایجاد تنفر عامه در مقابل امریکا و اسرایل، دامن زدن به اختلافات لسانی و ایجاد بحران پوهنتون/دانشگاه، و بلاخره کتمان نمودن غلط کاری ها و مداخلات ایران در امور داخلی افغانستان برنامه ی ستراتیژیک موسسات تبلیغاتی برادران محسنی بوده است. این عملکرد واضحا با اصول مسلکی خبرنگاری (تناسب، موءثقیت، عدم وابسته گی، منصف بودن و غیر) در تناقض میباشد.
برادران محسنی با استفاده از تابیعت آسترالیایی، انگلیسی سلیس، چانه های تراشیده و نکتایی های شان و همچنان با جاه دادن سمبولیک دختران در برنامه ها و پخش آهنگ های مبتذل توانسته اند تا حدی امریکایی ها و سایر غربی ها را کاملا اغفال نمایند. سفارتخانه های غربی مقیم کابل و سازمانهای بین المللی بیشتر اوقات بنام دفاع از آزادی بیان و رسانه های آزاد موبی میدیا گروپ را مورد حمایت قرار میدهند؛ غافل از آنکه این شبکه بیشتر سیاسی و تبلیغاتی عمل مینماید تا رسانه ی و حرفوی.
برادران محسنی همچنان با زیرکی تمام هر حرکت خصمانه ی حکومت و سایر گروه ها را با سوء استفاده از مقوله های "آزادی بیان" و "دموکراسی" موءفقانه دفع نموده است.
گرداننده گان تلویزون طلوع وکلای شورای ملی و سایر اشخاص با نفوذ در جامعه را هم در بند شهرت کاذب نگهداشته است. برای شماری از وکلا، زورمندان و ثروتمندان یکی از راه های شخصیت سازی و جلب توجه ظاهر شدن در پردهء طلوع است که گفته میشود حتا در بدل اینکار به مجریان طلوع پول میپردازند. اینها هرگز نمیخواهند با برادران محسنی و یا تلویزون طلوع طرف شوند.
کمیسیون امور دینی و فرهنگی ولسی جرگه بریاست حاجی محمد محقق که بر سر جزءیترین مسایل – مثلا گفتن دانشگاه/پوهنتون – وزیر اطلاعات و فرهنگ را به استجواب میطلبد، هیچگاهی از گرداننده گان تلویزون طلوع نیپرسیده است که چرا زبان رسانه ها باید "ایرانیزه" گردد؟
برمیگردم به اصل بحث - "لهجه ی فارسی ایرانی" و کاریابی در کابورا پرودکشن و تلویزون طلوع: برای برادران محسنی به همان اندازه ی که اندوختن پول مهم است، "ایرانیزه کردن" زبان مطبوعاتی کشور و پخش تصور خوب ایران هم حایز اهمیت است. چنان بنظر میرسد که این برادران پرنفوذ و ثروتمند آزادی بیان و دموکراسی را به گروگان گرفته و زیر چتر مطبوعات آزاد یک شبکه ی بزرگ اطلاعاتی و سیاسی را در کابل بوجود آورده اند که بیشتر با تهران سازش دارد تا کابل.
حل معضل بوجود آمده از موبی میدیا گروپ، حداقل در وضعیت ناهنجار موجود، بعید بنظر میرسد.
از یکطرف دولت ظرفیت لازم جهت بوجود آوردن و تطبیق راهکارهای را ندارد که بتواند موبی میدیا گروپ را به حسابدهی، شفافیت، مسوولیت پذیری و تعهد به ارزشهای افغانی وادارد. از جانب دیگر، شماری هستند که در دام "پویایی زبان دری/فارسی" چنان گیر افتاده اند که سرسختانه تلاش میورزند با کمک موبی گروپ هویت نو لسانی یی را در لابلای واژه های صادراتی ایران بوجود بیاورند. این گروه کوچک که رهنورد زریاب و پرتو نادری از جمله سخنوران آن محسوب میگردد، به دو چیز باور ندارد: تهمل پذیری و ارزشهای افغانی.
3 comments:
That is true and I think this should be published in a daily paper so that all would know about it.
True! I am happy that you touched on this important issue. There is almost no one to look at it because common people are busy with its dramas and officials are looking forward to be interviewed by TOLO.
Dear brother Dawi,
I am a journalist by profession, and with due respect to your opinion, I have to say that your article is totally biased and one sided.
The issue of Pohanton and Danishga started with a reporter in Balkh province, who has been working in RTA Balkh for the past at least over a decade.
As for spreading Iranian Farsi,( the saying of such word is biased in its nature, because if we go back to History, there was only one Farsi, and Dari was created under the time of kings who were mainly Pashtons).
As for balancing its programs, You need to know that Moby Media Group also owns Lemar TV (Totally Pashto) and Arman FM (mixed).
Concerning making money, Karzai and tens of ministers are making money by killing people and seizing government lands (Sherpor for instance), then what is wrong if a family makes money from a legitimate buisness.
You have to look at another angle of this company--leaving your personal judgments aside-- that this company has provided jobs for almost 500 people and feeds may be over 3000 members of these 500 workers.
Coming back to the issue of Iranian Farsi, you even didn't say a word about any of the the facts that Lemar also has programs in Urdo. It is not because the Moby media wants to spread one grooup of country, but it is because our own countrymen are migrants in both neighboring countries and they have to speak Iranian Farsi as well as Urdo and Peshawry Pashto.
It is the responsibility of any media outlet to serve all its viewers, regardless of their ethnic, language, and political prefrence.
An Afghan
ZN
Post a Comment