آیا ارگ در باطلاق قومگرایی فرو میرود؟
مکثی بر کوته بینی قومی معاون دوم ریاست جمهوری
نوت: این نوشته ابتدا به روزنامه هشت صبح فرستاده شد تا همانند سایر مقالات نویسنده بچاپ برسد. اما هیت مسوول این روزنامه بدلیل آنکه "اختلافات فی مابین حاجی محمد محقق و کریم خلیلی بیشتر نگردد" از نشر آن ابا ورزید. روزنامه هشت صبح از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر تمویل میگردد.
24 July 2008
بیش و کم چهار سال قبل از امروز کریم خلیلی دوشادوش حامد کرزی و احمدضیا مسعود در پیشگاه مردم بر قرآن دست گذاشته سوگند یاد نمود که منافغ "ملی" را مقدمتر از هر نفع دیگر دانسته و تعهد نمود که به "افغانستان" خدمت خواهد کرد.
اما هفته ی گذشته آقای خلیلی نقاب "ملی" بودن را از چهره بر کشید و ظاهرا بخاطر منافع اجتماع بهسود اصل منافع "ملی" را زیر پا کرد.
بدون شک شماری از "کارشناسان سیاسی" وارد شده از بیرون کشور در کل وجود منافعی بنام "ملی" در افغانستان را با حساسیت رد مینمایند، چون به باور اینها (باوری که بیشتر دیکته شده است تا عقلانی) اصلا "ملتی" در افغانستان وجود ندارد تا صحبت از منافع آن نمود. جا ندارد در این نوشته درگیر این بحث شد و به تعاریف و مقوله های این و آن دست زد. به این اکتفا میکنیم که وقتی آقای خلیلی دست بالای قرآن به اعتلای منافع ملی سوگند یاد مینمود غالبا تعریفی از"منافع ملی" داشت و شاید بپای یک سلسله موهومات و ابهامات تعهد نمیکرد.
این سوگند خورده ی منافع ملی در چندین جلسات شورای وزیران به آن دلیل اشتراک نورزید که گویا شماری از مردم در یکی از ولسوالی های یکی از جمله 34 ولایت افغانستان با مشکلاتی برخورده بودند. به عقیده آقای خلیلی لازم نبود تا در شورای وزیران پیرامون مشکلات و رنج های مردم در بیشتر از 350 ولسوالی دیگر در سرتاسر کشور بحث کند و در اتخاذ تصامیم مشارکت نماید.
اینکه معاون دوم ریاست جمهوری در خفا چگونه و از چی راه های احساسات قومگرایی خود را فرونشانیده است برای همه گان آشکار نیست. اما آنچه واضحست انتقادات و سخن پردازی های علنی آقای خلیلی است که سیلی محکمی زد بر رخسار اعتماد میلیونها افغانی که همانند او قومیت را مقدمتر از هر ارزش دیگر نمیدانند.
کریم خلیلی در یک نشست مطبوعاتی اردو و پولیس ملی کشور را در حل معضل بهسود بباد انتقاد گرفته این دو نهاد ملی را متهم به اهمال، بی کفایتی و تبعیض نمود.
آقای خلیلی خوب آگاه است که صدها و شاید هزارها جوان هزاره در صفوف اردو و پولیس در حال نیرومند شدن افغانستان دوشاش و همانند جوانان سایر اقوام کشور مصدر خدمت به مردم کشور میباشند. خلیلی از این حقیقت هم مبرهن است که این دو نهاد امنیتی کشور با مصرف میلیون ها دالر کمک امریکا و جانفشانی هزاران اولاد این کشور در حال جلب اعتماد مردم به امنیت، دفاع و مصونیت "ملی" میباشند.
آیا برای آقای خلیلی مهم نیست که محض برای سلطه طلبی یک اجتماع بر دو نهاد مهم کشورش غیرمسولانه انتقاد کند؟ آیا برای معاون دوم ریاست جمهوری آزار دهنده نیست که به اردو و پولیسی توهین میکند که به شخص او به چشم یک رهبر ملی و فرا-قومی مینگرند؟ پرسش را بگونه ی دیگری مطح میسازم: آیا معاونت دوم ریاست جمهوری – و بدلیل آنکه آقای خلیلی هزاره است – منصبی برای حفظ و توسعه ی منافع قوم هزاره است؟ اگر جواب مثبت باشد پس ریس جمهور کرزی هم باید منافع مردم کندهار را مقدمتر از منافع تمام کشور قرار داده و برای توسعه آن علنا اقدام ورزد. و این سلسله بلااستثنا در تمام دولت عملی گردد قسمیکه وزیر تاجیک به تاجیکان کار کند و پشتون به پشتونها.
آقای خلیلی از جایگاه معاون دوم ریاست جمهوری پیرو منطق و روش حاجی محمد محقق بوده است، شخصی که حیات و موقف سیاسی اش طفیل روش های قومگرایی افراطی بوده است و گذشته بحث برانگیزی داشته است.
انتقاد از آقای محقق - با توجه به ویژه گی شخصیت، افکار و گذشته اش - موجه نباشد و نه هم از او میتوان توقع کرد که کوته بینی قومی اشرا کنار بگذارد. اما آقای خلیلی قانونا ملزم به "ملی گرایی" است و نه تنها اینکه باید بر سوگند اش وفادار بماند بلکه از عملکردهایش نزد قاطبه ی مردم افغانستان مسوول است.
آقای خلیلی مسوول تطبیق قانون اساسی افغانستان است که صریحا قومگرایی و هرگونه تبعیض را نفی میکند. تخلف و سرپیچی عمدی از این مکلفیت مویدات قانونی با خود دارد که موقف رسمی ایشان به آن بستگی دارد. اگر آقای خلیلی میخواهد تنها برای توسعه حقوق و منافع اجتماع بهسود عمل نماید، ابتدا باید از سمت معاونت ریاست جمهوری کنار رود و بعد از جایگاه فردی وارد عمل گردد
[تمام]
مکثی بر کوته بینی قومی معاون دوم ریاست جمهوری
نوت: این نوشته ابتدا به روزنامه هشت صبح فرستاده شد تا همانند سایر مقالات نویسنده بچاپ برسد. اما هیت مسوول این روزنامه بدلیل آنکه "اختلافات فی مابین حاجی محمد محقق و کریم خلیلی بیشتر نگردد" از نشر آن ابا ورزید. روزنامه هشت صبح از طرف کمیسیون مستقل حقوق بشر تمویل میگردد.
24 July 2008
بیش و کم چهار سال قبل از امروز کریم خلیلی دوشادوش حامد کرزی و احمدضیا مسعود در پیشگاه مردم بر قرآن دست گذاشته سوگند یاد نمود که منافغ "ملی" را مقدمتر از هر نفع دیگر دانسته و تعهد نمود که به "افغانستان" خدمت خواهد کرد.
اما هفته ی گذشته آقای خلیلی نقاب "ملی" بودن را از چهره بر کشید و ظاهرا بخاطر منافع اجتماع بهسود اصل منافع "ملی" را زیر پا کرد.
بدون شک شماری از "کارشناسان سیاسی" وارد شده از بیرون کشور در کل وجود منافعی بنام "ملی" در افغانستان را با حساسیت رد مینمایند، چون به باور اینها (باوری که بیشتر دیکته شده است تا عقلانی) اصلا "ملتی" در افغانستان وجود ندارد تا صحبت از منافع آن نمود. جا ندارد در این نوشته درگیر این بحث شد و به تعاریف و مقوله های این و آن دست زد. به این اکتفا میکنیم که وقتی آقای خلیلی دست بالای قرآن به اعتلای منافع ملی سوگند یاد مینمود غالبا تعریفی از"منافع ملی" داشت و شاید بپای یک سلسله موهومات و ابهامات تعهد نمیکرد.
این سوگند خورده ی منافع ملی در چندین جلسات شورای وزیران به آن دلیل اشتراک نورزید که گویا شماری از مردم در یکی از ولسوالی های یکی از جمله 34 ولایت افغانستان با مشکلاتی برخورده بودند. به عقیده آقای خلیلی لازم نبود تا در شورای وزیران پیرامون مشکلات و رنج های مردم در بیشتر از 350 ولسوالی دیگر در سرتاسر کشور بحث کند و در اتخاذ تصامیم مشارکت نماید.
اینکه معاون دوم ریاست جمهوری در خفا چگونه و از چی راه های احساسات قومگرایی خود را فرونشانیده است برای همه گان آشکار نیست. اما آنچه واضحست انتقادات و سخن پردازی های علنی آقای خلیلی است که سیلی محکمی زد بر رخسار اعتماد میلیونها افغانی که همانند او قومیت را مقدمتر از هر ارزش دیگر نمیدانند.
کریم خلیلی در یک نشست مطبوعاتی اردو و پولیس ملی کشور را در حل معضل بهسود بباد انتقاد گرفته این دو نهاد ملی را متهم به اهمال، بی کفایتی و تبعیض نمود.
آقای خلیلی خوب آگاه است که صدها و شاید هزارها جوان هزاره در صفوف اردو و پولیس در حال نیرومند شدن افغانستان دوشاش و همانند جوانان سایر اقوام کشور مصدر خدمت به مردم کشور میباشند. خلیلی از این حقیقت هم مبرهن است که این دو نهاد امنیتی کشور با مصرف میلیون ها دالر کمک امریکا و جانفشانی هزاران اولاد این کشور در حال جلب اعتماد مردم به امنیت، دفاع و مصونیت "ملی" میباشند.
آیا برای آقای خلیلی مهم نیست که محض برای سلطه طلبی یک اجتماع بر دو نهاد مهم کشورش غیرمسولانه انتقاد کند؟ آیا برای معاون دوم ریاست جمهوری آزار دهنده نیست که به اردو و پولیسی توهین میکند که به شخص او به چشم یک رهبر ملی و فرا-قومی مینگرند؟ پرسش را بگونه ی دیگری مطح میسازم: آیا معاونت دوم ریاست جمهوری – و بدلیل آنکه آقای خلیلی هزاره است – منصبی برای حفظ و توسعه ی منافع قوم هزاره است؟ اگر جواب مثبت باشد پس ریس جمهور کرزی هم باید منافع مردم کندهار را مقدمتر از منافع تمام کشور قرار داده و برای توسعه آن علنا اقدام ورزد. و این سلسله بلااستثنا در تمام دولت عملی گردد قسمیکه وزیر تاجیک به تاجیکان کار کند و پشتون به پشتونها.
آقای خلیلی از جایگاه معاون دوم ریاست جمهوری پیرو منطق و روش حاجی محمد محقق بوده است، شخصی که حیات و موقف سیاسی اش طفیل روش های قومگرایی افراطی بوده است و گذشته بحث برانگیزی داشته است.
انتقاد از آقای محقق - با توجه به ویژه گی شخصیت، افکار و گذشته اش - موجه نباشد و نه هم از او میتوان توقع کرد که کوته بینی قومی اشرا کنار بگذارد. اما آقای خلیلی قانونا ملزم به "ملی گرایی" است و نه تنها اینکه باید بر سوگند اش وفادار بماند بلکه از عملکردهایش نزد قاطبه ی مردم افغانستان مسوول است.
آقای خلیلی مسوول تطبیق قانون اساسی افغانستان است که صریحا قومگرایی و هرگونه تبعیض را نفی میکند. تخلف و سرپیچی عمدی از این مکلفیت مویدات قانونی با خود دارد که موقف رسمی ایشان به آن بستگی دارد. اگر آقای خلیلی میخواهد تنها برای توسعه حقوق و منافع اجتماع بهسود عمل نماید، ابتدا باید از سمت معاونت ریاست جمهوری کنار رود و بعد از جایگاه فردی وارد عمل گردد
[تمام]
No comments:
Post a Comment